تبليغاتX
من و MAN

من و MAN

True Beauty

 

باز هم تمام شاخه های باز دنیا دارند بار دار می شوند ..

بنفشه ..

سنبل ..

نرگس ..

 آبستن کدام هوای خوش اند ؟؟

+ نوشته شده در Fri 15 Feb 2008ساعت 2:23 PM توسط من

 

 

+ نوشته شده در Fri 8 Feb 2008ساعت 5:15 PM توسط من

 

ـ بـه جای خمیر دندان ٬ مایع دستشویی را می مالیم روی مسواکمان و القصه ..!!

ـ در قابلمه را روی قوری و درقوری را می اندازیم توی قابلمه .. (( قدری فلفل ـ نمک و  زردچوبه به آن اضافه کرده .. با قاشق هم می زنیم و دو لیوان آب گرم در آن می ریزیم و می گذاریم تا خوب بپزد ))

 ـ پله ی آخر را روی وهممان می بینیم  و با سعه ی صدر سه عدد پله ی بعدی را به دیده ی خطا پوش نمی بینم و ..!!

ـ خانم و آقا مهمانمان می باشند .. خانم دارد از اخلاق بد کسی حرف میزند که دقیقا همان اخلاق زشت را مادرشوهر خواهر من هم دارا میباشد  ..  به خانم می گویم : فامیلی خانم x را به خاطر نمی آورم  ؟؟ پاسخمان می دهند  : خانم مثلا فلانی . می گویم : هان ن .. پس بگوییددددد (( با همین شدت روی حرف دال )) ٬ همه ی فلانی ها اینجورین (( ذکر صریح  نام خانوادگی با صدای رسا )) .. نمیدانم چرا خانم و آقا یکباره یک جورهایی جور وا جور نگاهمان کردند عاقل اندر سفیه اینجوری ناجور : متعجب ٬ متفکر و ابروها یک درمیان یکی رو به پایین ٬ دیگری  هم به سمت بالا !! ؟؟ (( در همان حالت متوجه میشویم که خانم مثلا فلانی و آقا ٬ دارای یک نام خانوادگی ٬ و گویا نسبت فامیلی دختر عمو - پسر عمو را هم یدک می کشند .. مادر  شوهر خواهر من هم خانم پسر عموی خانم مثلا فلانی و زن عموی آقا  می باشن ایضن !! )) رنگین کمان می شویم .. همراه با مقادیر متنابهی خنده ..

+ نوشته شده در Fri 8 Feb 2008ساعت 4:43 AM توسط من

lady هیچ اتفاقی نیفتاده ... هیچ چیز که نشود باور کرد ... یه قدم من ... یه قدم تو ...

ببین ... اگر می خواهیم از دستمان در نرود باید محکم  توی دستمان بگیریمش ... همین .

+ نوشته شده در Tue 5 Feb 2008ساعت 7:28 PM توسط من

حالا دیگه تو رو داشتن یه خیاله ...

می بینی دلخوشیهایم را lady ؟ از تو به اینجا دلخوشم ... به اینکه جایی داریم با هم ... گاهی وقتی یادم می افتد که به اینجا می گویند دنیای مجازی ... آره ؟ شاید هم رابطه ی مجازی ؟... عشق مجازی ... من مجازی ... تو مجازی ... ما به چی وصلیم lady ؟

به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را ؟؟؟

+ نوشته شده در Mon 4 Feb 2008ساعت 1:28 PM توسط من

من چه جوری ام ؟؟ بگو خب .. !! ؟؟

+ نوشته شده در Sat 2 Feb 2008ساعت 8:30 PM توسط من

ناهار شام داشتیم .. شام هم  هیچ .. حالا تا فردا آخر شاهنامه خوش است و خماری جانسوز و چشمهای من هم سفید !! مرهم نمیگیرد اینهمه احساس .. طول و عرض نمی شناسد .. تکرار می کنم : باید به طول از عرض زندگی کرد !!  حرف ِ این صورتکها نیست .. حرف ِ  اون ور نقابه ..

+ نوشته شده در Sat 2 Feb 2008ساعت 0:2 AM توسط من

جهان آلوده ی خواب است
فرو بسته است وحشت در به روی هر تپش ‚ هر بانگ
چنان که من به روی خویش
 در این خلوت که نقش دلپذیرش نیست
 و دیوارش فرو میخواندم در گوش
میان این همه انگار
چه پنهان رنگ ها دارد فریب زیست
شب از وحشت گرانبار است
 جهان آلوده خواب است و من در وهم خود بیدار
 چه دیگر طرح می ریزد فریب زیست
 در این خلوت که حیرت نقش دیوار است ؟؟ 

// سهراب سپهری //
 

+ نوشته شده در Fri 1 Feb 2008ساعت 11:45 AM توسط من

.

.

شام چی بپزم ؟؟

I see the world it's going 'round. Seems to me it's upside down. Looking for something to say. I feel a little different anyway. Yeah, yeah, yeah, yeah. Does it make much sense to you? Doing all those things you do. Making sure that I'm all right? Yeah, I'm fine! I've been feeling I'm going down. I see the world it's going 'round. Seems to me it's upside down. Looking for something to say

آبگوشت .

یه سوال می پرسم

جواب بده

اوکی

.

.

اینا جواب نیست

من که بچه نیستم

میدونی که

به اینا میگن سنار یه غاز

جواب بده

نمیدونم !!

اوکی

این بهتره

داری خودتو نابود می کنی

یه جور خودکشیه

اما طولانی

عیبی نداره ٬ به خودم دیگه اهمیت نمیدم .

جواب سناری نده به من

غاز نمیدم

خدائیش پیر نشدم ؟؟ این عکسه مال یه سال قبلمه !!

تو از هفته ی پیش پیرتری چه برسه به سال پیش

واقعنی ؟؟

داری خشک میشی نه پیر

نمیدونم !!

اوکی

منم غاز ندارم

همون بگو نمیدونم

راست میگم خب !!

...

چشات بسته اس

یا ۴ پائی

یا منو ۴ پا گیر آوردی . نمیدونم .

نمیدونم .. نمیفهمم .. نمیدونم ..

نمیدونم .. نمیدونم ..

آفرین

اینو بگو

چون دیگه نمی خوام بهت غاز بدم

چی شدی ؟؟

به چی تبدیل شدی ؟؟

میدونی ؟؟ می فهمی ؟؟

نمیدونم م م م م م م م م م  .. هیچی و و و و و و و و و ..

کجای کاری ؟؟ کجای کار نیستی ؟؟

نمی فهم م م م م م م م م م .. هیچی و و و و و و و و و ..

پس پشت اون کامپیوتر واسه چی تمرگیدی ؟؟

پاشو ببین داری چی کار می کنی

داری با خودت

با زندگیت چی کار می کنی

حال می کنی

با تیشه افتادی به جون خودت

احساس قربانی بودن بهت لذت میده

می خوای یه انسان فداکار باشی ؟؟

هااا ؟؟

از چیزی لذت می بری ؟؟

یا می ترسی ؟؟

می ترسی چی سرت بیاد

دیگه چی مونده سرت بیاد ؟؟

چیزی هست ؟؟

از چی می ترسی ؟؟

از اینکه بهت بگن احمق تر به جای احمق !!

فرقی نداره زیاد ٬ نه ؟؟

نه !!

میدونی ؟؟

نمیدونم خب !!

نمیدونم !! !! !! !!

چی کار کنم !!

این همه اتفاق بد پشت سر هم داره می افته !!

من خیلی پوستم کلفته ٬ نه ؟؟

یه اتفاق بد هست

اونم اینه که تو زنده ایی

از این بدتر دیگه نمیشه

پوستت کلفته ؟؟

چیزی ازت مونده که پوستش کلفت باشه یا ؟؟

؟؟

چی بگم ..

داری واسه ی کی .. واسه ی چی مقاومت می کنی

قراره جایزه بدن ؟؟

یا شایدم ارضات می کنه ؟؟

فیلم هندی ایرانی زیاد دیدی

فکر می کنی چه زن قهرمانی هستی

نه ؟؟

من هیچ فکری نمی کنم

من کی قهرمان بازی در آوردم !!

چرا فکر می کنی

اما اندازه ی همون قدر که کله اتو کردی زیر برف

یه یک سانتی از دور و برت و می بینی

همون قدر  فکر می کنی

سؤالایی که من ازت پرسیدم و جوابایی که دادی و بخون

میفهمی که فکر می کنی ی ی ی !!

غاز ندارم م م م

شام ندار م م م !!

.

.

دستامو بگیر تو دستات وقتی از تب می سوزم

من میخوام عاشق زندگی توی تب باشم  // زیبا شیرازی  //

.

.

+ نوشته شده در Wed 30 Jan 2008ساعت 1:9 PM توسط من

..

Document  باز نمیشد ..

یک : .. اه  باز  نمیشه !!

دو : باز میشه .. زود نا امید نشو .

والاه !!

تو این کارها باید خیلی صبور بود !!

 اینو یه پیرمرده روستایی بهم گفت ..

هشت تا زن گرفته بود !!

 ..

+ نوشته شده در Tue 29 Jan 2008ساعت 8:37 PM توسط من

باز هم حتی دیشب .. دیشب که خواستیم یاد خاطراتمان کنیم .. باز هم مثل همیشه ٬ خراشی افتاد روی صورت احساس !! دیدی ؟؟ یه نشونه است بین ما مگه نه ؟؟ //  مثل همیشه // .. خودت رو به راهی ؟؟ .. ای ی .. تو چی ؟؟ من بد نیستم ..  // مثل همیشه // .. میگذره دیگه .. اتفاقی نیفتادده ؟؟ چه اتفاقی ؟؟  //  نه //  همه چیز مثل همیشه ست // شام ـ من ـ MAN ـ کتری آب جوش ـ سکوت ـ چای تازه دم ـ دوش آب گرم ـ جاده ی آسمان ـ " صب به صب که مش اکبر و می بینم عذاب الیم می گیرم " ـ عطش ـ حکم ـ دست از من ٬ بازی از تو .. // مثل همیشه // .. غیرت داشته باشی میشه . !! The transfaer has been stopped !!

+ نوشته شده در Fri 25 Jan 2008ساعت 11:57 AM توسط من

 !!  اینهمه خر هست و ما پیاده میریم !!

 !!

 ()

 

+ نوشته شده در Tue 22 Jan 2008ساعت 7:53 PM توسط من